به گزارش خبرگزاری حوزه، امشب ما میزبانِ سعادت بودیم؛ میزبانِ مسافری عزیز از تبار نور. پیکر مطهر شهیدی که آمد تا در این شبِ به ظاهر تاریک اما روشن از حضور مردم، غبار از دلها بزداید و به ما یادآوری کند: «ما زندهایم؛ زنده به یاد و راه شما.»

اما امشب، حالوهوای این دیدار کمی با همیشه فرق داشت. این جا خبری از یک تشییع و وداعِ رسمی نبود؛ در گوشهگوشهی این تجمع، یک صمیمیتِ ناب و از جنس بهشت پا گرفته بود. در آن گوشهی خلوتِ جمع، کنارِ پیکر مطهرش، با او درد دل کردیم؛ حرفهایی که شاید گفتنش در حجم شلوغیهای روزمره ممکن نیست، اما در حضور این شهید، رنگِ تسکین به خود گرفت. گویی به چشمِ دل میدیدیم که با هر کلام، با هر نگاه و با هر نَفَس، او نیز در خلوتِ ما شریک است.

چه سعادتی بالاتر از این وداعِ صمیمانه؟ تبرکی که از در آغوش کشیدن تابوتش نصیبمان شد، آرامشی بود که تا اعماق جان نشست. گوشهای از بار سنگین دلهامان را به او سپردیم و در کنارش، چه عاشقانه درد دل کردیم؛ وداعی که هرچند با اشک و دلتنگی آمیخته بود، اما پایان راه نبود، بلکه آغازِ دوبارهی عهدی بود میانِ ما و او؛ عهدی که تا پای جان بر سرِ آرمانهایمان بمانیم.










نظر شما